تبلیغات
درمان اعتیاد و همسفران - دلنوشته
 
درمان اعتیاد و همسفران
بیائید این آتش ویرانگر را مهار نمائیم!
یکشنبه 3 آذر 1392 :: نویسنده : بنفشه

شکرگزار عقابی از جنس نورم

چه دستور جلسه زیبایی، چگونه شکر گزاری می‌کنم. من همیشه به دنبال جایی بودم یا به دنبال کسی بودم که مرا آموزش دهد تا درست زندگی کنم. مدتی به کلاس عرفان رفتم اما عرفان آن زمینی بود و مرا سیراب نمی‌کرد؛ مدتی گذشت، دوران مجردی را پشت سر گذاشتم و پا به زندگی متاهلی گذاشتم. زندگی شیرین بود اما همیشه یک چیز کم بود؛ آن هم راه روشن بود.

بعد از چندین سال دست و پا زدن و درخواست‌های مکرر از خداوند به کنگره آمدم. در اوج ناامیدی پا به این مکان مقدس گذاشتم...

شکرگزار عقابی از جنس نورم

چه دستور جلسه زیبایی، چگونه شکر گزاری می‌کنم. من همیشه به دنبال جایی بودم یا به دنبال کسی بودم که مرا آموزش دهد تا درست زندگی کنم. مدتی به کلاس عرفان رفتم اما عرفان آن زمینی بود و مرا سیراب نمی‌کرد؛ مدتی گذشت، دوران مجردی را پشت سر گذاشتم و پا به زندگی متاهلی گذاشتم. زندگی شیرین بود اما همیشه یک چیز کم بود؛ آن هم راه روشن بود.

بعد از چندین سال دست و پا زدن و درخواست‌های مکرر از خداوند به کنگره آمدم. در اوج ناامیدی پا به این مکان مقدس گذاشتم. روزهایم گریه بود و شب هایم دعاگونه. حال که بیش از یکسال از زمان حضورم در کنگره می‌گذرد، می‌دانم خداوندی که روزی فکر می‌کردم دیگر مرا دوست ندارد،  چنین سرنوشتی را برای من رقم زده و بهترین نعمت دنیا را به من داده و آن هم آموزش و سپس خدمت درست است.

زمانی که پدرم این دیار خاکی را به جهان ابدی ترک کرد و زندگی خود را در جهانی دیگر آغاز کرد، دنیام از نام پدر خالی  شد، همان روز بود که حرف‌ های مهندس دژاکام مرهمی شد بر قلب تنهایم. حال پس از آموزش‌های بی‌دریغ و لطف سرشار راهنمایم خانم فریده، می‌دانم که باید از پدر کنگره سپاسگزاری کنم.

دستور جلسه این هفته شکرگزاری بود، حال می‌دانم باید شکرگزار چه کسی باشم. از پدری دلسوز، مهربان و شیفته خدمت یعنی مهندس حسین دژاکام. عقابی که از گذرگاه‌های سخت عبور کرده و به خوبی راه‌حل برطرف کردن مسئله‌ها را می‌داند.

 گاه دلم می‌خواهد در پارک بدوم و به خاطر تمام آموزش‌هایی که به من داده تشکر کنم و بگوییم که چقدر وام‌دار نوشته‌هایش هستم.

حال، به خوبی می‌دانم که اگر کنگره و آموزش‌های استادان بزرگوار کنگره نبود، من هیچ گاه به این لحظه نمی‌رسیدم. من در نامه‌ای به مهندس دژاکام حرف‌هایم را برایش نوشتم و حال سعی می‌کنم با خدمت در وبلاگ نمایندگی صالحی از این پدر بزرگوار تشکر و قدردانی کنم.

انشالله که سایه شما بر سر ما همیشه وجود داشته باشد و خداوند هیچ گاه بر سر ما این سایه کم نکند.
منبع وبلاگ: نمایندگی صالحی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 06:57 ب.ظ
سلام...
عالی پود .
موفق پاشید.
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 06:54 ب.ظ
سلام..
عالی پود.
یکشنبه 6 بهمن 1392 08:35 ب.ظ
سلام
سه شنبه 5 آذر 1392 01:10 ب.ظ
salam va khoda ghovat besyar zibast.tashkor
سه شنبه 5 آذر 1392 11:52 ق.ظ
سلام ممنون!
سه شنبه 5 آذر 1392 09:54 ق.ظ
خدا قوت
دوشنبه 4 آذر 1392 06:48 ب.ظ
سلام.
چیزی که از دل برآید شیرین به دل مینشیند.چون دل به دل راه دارد وحسهای مشترک مجزوب هم میشود..
عالی بود...
دوشنبه 4 آذر 1392 06:13 ب.ظ
سلام:
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :