تبلیغات
درمان اعتیاد و همسفران - داستان
 
درمان اعتیاد و همسفران
بیائید این آتش ویرانگر را مهار نمائیم!
یکشنبه 26 آبان 1392 :: نویسنده : مهدیه


            

         هرچه بکاریم به همان میزان برداشت میکنیم...

مرد فقیرى بود که همسرش کره درست میکرد و او آنهارا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت. آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنها را به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد ، اندازه هر کره ۹۰۰گرم بود … او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت : دیگر از تو کره نمى خرم ، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آنها ۹۰۰گرم است.
مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت : ما که ترازویی نداریم. ما یک کیلو شکر از شما می خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار میدادیم..





نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 30 آبان 1392 09:14 ب.ظ
سلام و خداقوت خدمت استاد خیلی خوبم ومهدیه عزیز.خیلی عالی و اموزنده بود .استفاده کردم.متشکرم.
سه شنبه 28 آبان 1392 09:37 ب.ظ
سلام ممنون از مطالب آموزنده تان
دوشنبه 27 آبان 1392 10:47 ب.ظ
سلام:
خدا قوت.
دوشنبه 27 آبان 1392 02:51 ب.ظ
سلام.
ممنون عالی بود..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :