تبلیغات
درمان اعتیاد و همسفران - دلنوشته
 
درمان اعتیاد و همسفران
بیائید این آتش ویرانگر را مهار نمائیم!
سه شنبه 14 آبان 1392 :: نویسنده : بنفشه

خداوند گل را افرید . یک روز دیدم که گل میخندد. لبخند گل مهربان بود . گل کوچک بود . وقتی خندید باز شد . دانستم که باید از بودنمان خوشحال باشیم.

گل برگهای گل مثل موجهای طوفان بود. فهمیدم که گاهی دل ادم طوفانی است ... با اینکه ارام در گوشه ای نشسته اند  .دانستم که باید نگران دیگران باشم .نگران ان ها که ساکت نشسته اند اما درد دل های فراوان دارند

گل اولش کودک بود . نام کودکی گل غنچه بود . غنچه راه افتاد تا به اکادمی برود . گل همان اکادمی بود که غنچه میرفت . غنچه در خودش به اکادمی رفت تا گل شد . فهمیدم که باید بسیاری از چیز ها را از خودمان و در خودمان بیاموزیم. خداوند ما را مثل گل افریده است.

ما هر کدام اکادمی خودمان هستیم . به شرطی که نیکی ها و زیبایی ها را فرا موش نکنیم

رنگها اواره بودند. هیچ خانه ای نداشتند که زیبا و رو به افتاب باشند .

گل خانه ی رنگ ها شد .

زیبا ترین خانه برای زیباترین رنگها .

دانستم که میتوانیم خانه ای باشیم برای تمام زیبایی ها

مردم همه خوبی  ها را برای خود میخواستند .

اما وقتی گل رادیدند بخشنده شدند .

گل به ما یاد داد که دستهای دهنده داشته باشیم.

گل وقتی بخشیده میشود زیبا تر است

زمستان بود . سرد بود . عده ای از مردم بیمار بودند .

وقتی گل امد مردم خندیدند . خنده بیماری ها را درمان کرد .

گل با زیبایی اش دوباره به همه جا و همه کس زندگی داد.

انها که درمان شده بودند رفتند تا از گل تشکر کنند .

با تشکر از مهندس دژاکام گل

 

نام:  عادل

مصرف:  تریاک وشیره

طول درمان (سفراول):  10 ماه  

شعبه: شهرری

تاریخ رهایی: 1392/08/08

منبع: وبلاگ لژیون آقای مازیار اعرابی 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :