تبلیغات
درمان اعتیاد و همسفران - مصاحبه!
 
درمان اعتیاد و همسفران
بیائید این آتش ویرانگر را مهار نمائیم!
دوشنبه 6 آبان 1392 :: نویسنده : محبوبه

کسی که آگاه است چیزهایی که نباید ببیند نمی بیند.

 

در خدمت سرکار خانم اشکذری از کمک راهنمایان کنگره 60 شعبه آکادمی هستم ،ایشان مدت 11 سال است که به عنوان همسفر در کنگره حضور دارند ومدت 9سال ویک ماه است که از بند اهریمن اعتیاد رهایی یافته اند .

با خانم اشکذری مصاحبه ای به عمل آوردم که درادامه ملاحظه بفرمائید .

 

_ همسفر ، همسرتان هستید، زندگی با همسر مصرف کننده سخت است ؟

ج: علی مصرف کننده بود ولی انسان بدی نبود ،خشمگین وعصبی وپرخاشگر بود ولی درکل ذات بدی نداشت .من همیشه از همان ابتدا به او می گفتم که حیفم می آید تو اینطوری هستی .علی شوهر خوبی بود.

_ چه وقت متوجه اعتیاد همسرتان شدید ؟

ج: ما،کم سن وسال بودیم که ازدواج کردیم وهمان ماههای اول فهمیدم که مصرف کننده است ،البته به صورت تفریحی استفاده می کرد. علی ظاهر خوبی داشت وخوش پوش بود واصلا" فکر نمی کردم ، اینطور بشود.

_ وقتی متوجه شدید چه عکس العملی نشان دادید ؟

ج: نا آگاهی از یک طرف ، سن وسال کم از طرف دیگر وتنها بودنم واینکه همسرم را دوست داشتم ، اجازه عکس العمل خاصی بمن نمی داد وسرگردان بودم ،شوهرم را دوست داشتم واعتیاد را دوست نداشتم .

_ فرزندانتان متوجه اعتیاد پدرشان شدند ؟

ج: بچه ها هیچ وقت در رابطه با اعتیاد پدرشان صحبت نکردند .وقتی دختر اولم ازدواج کرد ، ما وارد کنگره شدیم .

_ یکی از دختر هایتان را از دست دادید .می خواهم بدانم آموزشهای کنگره چقدر در مواجه شدن شما با این قضیه یاریتان کرد؟

ج: من روی این مساله حساسم وای کاش این سوال را نمی پرسیدید ؛ دختر من مدت سه سال در گیر سرطان خون بود وعاقبت ...

یکی از دوستانم هم زمان با من پسرش را ازدست داد وهنوز آخرشب همسرش باید اورا از قبرستان به خانه ببرد ودائم بیمار است وبیمارستان می رود.

شاید  من باید به کنگره می آمدم ، آموزش می دیدم ویک چنین اتفاقی برایم می افتاد ومن با توجه به گرفتن آموزشها که خیلی کمکم کرد ،توانستم با این مساله روبرو شوم وبعد از چهلم دخترم با صحبتهای مرزبان آن دوره به کنگره برگشتم.

در اینجا می خواهم از عزیزانی که اجازه خدمت بمن دادند تشکر کنم که همین خدمت باعث شد من حالم خوب شود والا من یک روانی بودم.

_ کنار مسافرتان باشید نه مقابلش یعنی چه ؟

ج: ما قبل از ورود به کنگره روبروی مسافرمان بودیم ،چون آگاهی نداشتیم .درکنگره یاد می گیریم اگر کسی را دوست داریم باید رهایش کنیم . من برای زندگیم چیزی کم نمی گذارم ،به همسرم وزندگیم وبه خودم رسیدگی می کنم ،اجازه می دهم او هم کار خودش را بکند وآموزش خاص خودش را بگیرد .

گاهی با آگاهی می بینیم ویا گاهی از روی نا آگاهی نمی بینیم .در هردو مورد هم دیدن است وهم ندیدن ،کسی که آگاه است چیزهایی که نباید ببیند نمی بیندویا به روی خودش نمی آورد.

_چه چیزهایی را در زمان اعتیاد از دست دادید وچه چیزهایی را بعد از رهایی به دست آوردید؟

ج: مال واموال ، آرامش واوقات خوشمان ،از دست رفت ولی بعد از درمان ،شناخت جهان هستی وآموزشها ودر کل آرامش بدست آوردیم ما قبلا" خیلی چیزها داشتیم ودر کنگره آرامش را یافتیم .

_ محصول کنگره چیست وآیا همه به یک میزان برداشت می کنند؟

ج: هرکس به اندازه خواسته ونیازش ودرکش برداشت می کند وعلم کنگره وآگاهی که هرکس بدست می آورد محصول کنگره است، رها یافتگان وانسانهای محبوب محصول کنگره هستند.

_به جز اعتیاد ،گره دیگری در زندگیتان باروش تدریجی درمان شد؟

ج: وقتی در کنگره آموزش می بینیم ،خواه وناخواه این روش را در کل زندگی اجرا می کنیم .

_ سخن آخر : از اینکه اتفاقی با من مصاحبه کردید  سورپرایز شدم ، سپاسگزارم .

از آقای مهندس وخانم آنی وخانواده محترمشان تشکر می کنم .

گزارشگر: از خانم اشکذری سپاسگزارم وعذر خواهی می کنم که با یاد آوری خاطره دخترشان باعث ناراحتی این عزیز شدم.     

منبع:وبلاگ آکادمی              





نوع مطلب : مصاحبه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 9 آبان 1392 02:49 ب.ظ
سلام و خدا قوت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :