تبلیغات
درمان اعتیاد و همسفران - دلنوشته
 
درمان اعتیاد و همسفران
بیائید این آتش ویرانگر را مهار نمائیم!
یکشنبه 21 مهر 1392 :: نویسنده : محبوبه


 تصویر شماره 1 کتاب انگار سرنوشت مرا نقاشی کرده بود 

من بعد از ازدواجم متوجه شدم که همسرم یک مصرف کننده است !خودم را در یک کوهی از مشکلات دیدم و دیدم که بین کو ها گرفتار شده ام وهیچ راهی را برای خارج شدن ندارم و همیشه به خودم سخت میگرفتم و فکر میکردم پشت این کو ها هیچ خبری نیست جز کوهای دیگر و مشکلات دیگر ... با خود اندیشیدم که حالا که من وارد این مشکلات شدم باید جوری از این مشکلات رها شوم ،خواستم به عقب برگردم دیدم دیگر خودم تنها نیستم حالا یک فرزندی هم با من است و با خود گفتم نمی شود که برگردم بهتر است که با این مشکلات روبرو شوم و به آرامی آن را حل کنم.

حرکت کردم قدم در راه این مشکلات نهادم و اول خواستم که تند بروم و همه چیز را زود درست کنم و به همه چیزهایی که ندارم برسم ولی دیدم اگر تند بروم زمین میخورم و نمی توانم دوام بیاورم بهتر است ذره ذره تلاش کنم تا از این گذرگاه سخت زندگی که من دارم بگذرم و از این نا همواریها ی زندگی نترسم.

زمانی که راه برای حل مشکلم را پیدا کردم کمی امیدوار شدم و با آرامش حرکت کردم دیدم جلوتر که میایم با آنچه که خیلی سخت است ولی من میتوانم در برابر همه این سختیها دوام بیاورم واستوار باشم.و نکته جالب برایم این بود که من در این راه سخت به توانائیهایی که در خودم بود دست پیدا کردم .

من خودم را فردی می دانستم که همیشه محتاج دیگران است ولی حالا با گذر از این راه فهمیدم که من میتوانم تحمل در برابر مشکلات داشته باشم و با کمی صبر می توانم خودم راهی را که در پیش گرفتم را با موفقیت بگذرانم.من این راه سخت را آغاز کردم و در بین راه زندگی به مشکلات زیادی برخورد کردم ولی خسته ونا امید نشدم .با اینکه ناتوان شدم ولی به خود اجازه ندادم که به عقب برگردم وقتی سرم را بلند کردم دیدم که از آن دور روزنه امیدی به چشم می خورد من بیشتر امیدوار شدم وبرای همین هرگز نخواستم این آشیانه را خراب کنم ،آن درختان که از دور در تصویر دیده میشود به من امید می دهد به من این را می آموزدکه اگر در برابر کوهی از سختی باشیم ولی از دور امیدی هست که ما به عشق اون راه سخت را بپیمائیم.زندگی سر بالا وسر پایین زیادی دارد و همیشه یک جاده صاف و سرسبز در انتظار مانیست ما باید منتظر هر چیزی در زندگی باشیم وباید یاد بگیریم که چگونه در برابر این سختیها بایستیم وآن را حل کنیم .

همه این سردی وگرمی این زندگی قشنگ است ما اگر همیشه در گرمی زندگی باشیم قدر زندگی مان را نمی دانیم و زندگی برایمان یکنواخت می شود،این مشکلات است که ما را محکم میکند و باعث می شود که ما صبر و استقامت و قناعت را یاد بگیریم ،خلاصه این که 

من کوه را دوست دارم به خاطر استوار بودنش چون باعث شد که من هم در برابر مشکلات استوار باشم و ماشین درون برف ها را دوست دارم به این خاطر که با همه سختی راه را می پیماید و درختان از راه دوری که نشان می دهد را دوست دارم به این خاطر که به من امید می دهد تا با مشکلاتم بجنگم وبه آنجا برسم،

سراشیبی ها را دوست دارم به خاطر اینکه مرا مقاوم میکندتا پاهایم سست نشود و هر قدمی که بر می دارم محکمتر بردارم .

من همه زیباییهای دنیا را با تمام مشکلاتش دوست دارم چون به من درس می آموزد .

نویسنده همسفر اکرم 





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 22 آذر 1392 05:26 ب.ظ
سلام خدمت استاد وراهنمای عزیزم وخداقوت خدمت خواهر لژیونی خودم باآرزوی موفقیت وسربلندی.
جمعه 22 آذر 1392 05:24 ب.ظ
خداقوت خدمت استادوارزوی سربلندی برای اکرم جان.
سه شنبه 23 مهر 1392 02:57 ب.ظ
خداوقت به خواهر عزیزم اکرم
دوشنبه 22 مهر 1392 02:45 ب.ظ
سلام:
بسیار عالی بود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :