تبلیغات
درمان اعتیاد و همسفران - سخنان اساتید
 
درمان اعتیاد و همسفران
بیائید این آتش ویرانگر را مهار نمائیم!
دوشنبه 15 مهر 1392 :: نویسنده : راهنما

سخنان استاد:

شاید من به واسطه اینکه معلم جهان‌بینی هستم و در این زمینه آموزش می دهم، در جهت استفاده از نشریات کمی متضرر شده‌ام. در گذشته فیلمی دیدم با مضمون اینکه ویروسی بسیار وحشتناک وجود داشت که با برخورد باهر شخص او را تبدیل به موجودی کاملاً غیرطبیعی می‌نمود. دانشمندی در این زمینه صحبت می‌کرد که می‌گفت این ویروس دارای نقطه‌ضعفی می‌باشد. البته هر موجودی دارای نقطه‌ضعفی هست. این ویروس نقطه‌ضعف خود را پشت قوی‌ترین چیزی که دارد پنهان می‌نماید. انسان نیز این گونه است.

ویروس نمادی از نیروهای منفی است چون کار آن تخریب است. انسان ترس‌های خود را که نقاط ضعف او هستند در پس نقاط قوت خود پنهان می‌نماید. اگر ترسی داشته باشد با جدیت و خشم پیش می رود اما در نهایت خواهید دید پشت گاردی که ایجاد کرده است فردی حساس است. این مسئله در موجودات دیگر نیز وجود دارد.

مثلاً من معلم جهان‌بینی هستم یا هر کسی که تدریسی می‌کند، در حال انجام فعلی است. او کاری را ترویج می‌نماید و به واسطه کاری که انجام می‌دهد ممکن است خود را بی‌نیاز در آن زمینه ببیند.

دقیقاً عکس این قضیه است. اگر شاگردی در موسیقی با 1 ساعت تمرین در روز به نتیجه می‌رسد، معلم موسیقی باید 3 ساعت در روز تمرین داشته باشد. اگر بخواهید در مسیر خود پویا باشید و رشد نمایید باید این‌گونه باشد اما اگر به دنبال عنوانی هستید مطلب به گونه‌ای دیگر است. اگر به جایگاهی رسیدید و خواستید در جایگاه خود مفید باشید و بر دیگران تأثیر خوبی داشته باشید، باید دیدگاهتان این‌گونه باشد که خود شما به انجام آن فعل بیش از همه نیازمند هستید.

من در گذشته به واسطه آموزش دادن، خود را بی‌نیاز از استفاده نشریات می‌دیدم. دقیقاً مطلب " ضعیف‌ترین نقطه خود را در پس قوی‌ترین نقطه پنهان می‌نماید " صادق است. چیزی که خود شخص نیز به آن شک نمی‌نماید.

اگر انسان از حرکت متوقف شود و حالت سکون داشته باشد، سقوط خواهد کرد. حرکت باعث به وجود آمدن جریان زندگی می‌شود. گاهی انسان با این‌گونه حقه‌ها فریب می‌خورد که مثلاً من تحصیلاتی بالا دارم و نشریات متعلق به معتادین یا راه گم کرده‌هاست. این ذهنیت‌ها باعث می‌شود فرد خود را از چیزهایی محروم نماید و خیلی دیر متوجه شود که چه چیزها و چه زمان هایی را از دست داده است.

در ادامه جلسه به صورت پرسش و پاسخ ادامه یافت



1. باکسی که تاکید دارد وابستگی در رابطه به وجود نیاید چگونه باید برخورد نمود و خود چه کنیم که در رابطه‌ای وابسته نشویم؟

- باید صراحتاً بگویم این مسئله ترس است. در واقع چنین افرادی با دست پس می‌زنند و با پا پیش می‌کشند. این تزلزل در شخص است یعنی خود نمی‌داند چه می‌کند و به کاری که می‌کند شناخت ندارد. همچنین او از مسئولیت می‌ترسد. افراد باید ابتدا مسائل را برای خود تحلیل نمایند در غیر این صورت چیزی جز اتلاف وقت و آسیب برای او نخواهد بود. سی دی موانع محبت می‌تواند بسیار کمک کننده باشد. باید احساس مالکیت در افراد معقول باشد و این بسیار راهگشاست.

2. در محل کار یکی از همکارانم بسیار حرف می زند و این مسئله حال من را خراب می‌کند، باید با او چگونه رفتار کنم؟

-  تا شما مشتری این فرد نباشید ادامه نخواهد داد. اگر صادقانه نگاه کنید خواهید دید خود شما به نوعی او را استقبال می‌کنید. اگر به صحبت‌های این افراد بها ندهید دنبال شخص دیگری خواهند رفت. 

3. چگونه نفرت و دلسوزی به عشق تبدیل می‌شود؟

- در سی دی گره عشق و زخم عشق دراین‌باره صحبت شده است. خاصیت انسان این است که وقتی چیزی را دوست دارد تلاش می‌کند تا آن را به دست آورد، زمانی که آن چیز را به فرد نمی‌دهند تلاش بیشتری می‌کند و گاهی عصبانی می‌شود، وقتی احساس نماید نمی‌تواند آن را به دست آورد دچار ترس می‌شود. در نهایت بعد از تلاش‌های بسیار وقتی نتیجه نگیرد، از آن فرد دچار نفرت خواهد شد. ممکن است مسئله علمی باشد مثلاً آموختن زبان خاصی که بعد از تلاش بسیار و بعد از مدت‌ها به نتیجه نمی‌رسید و هر زمان نام آن زبان بیاید منزجرمی شوید.

این ناکامی است. ما باید مسائل را با خود حل نمایم. موانع درون خود افراد است اما به دلیل اینکه در درون است قابل رویت نیست اما بیرون را به راحتی می‌توان دید.

برای دیدن درون ما به آینه نیازمندیم. آینه‌ها چه هستند؟ تمام افرادی که در کنار ما وجود دارند آینه ما هستند. گفته می‌شود تکامل در جمع صورت می‌گیرد چون اطرافیان چیزهایی از ما را به ما نشان می‌دهند که در حالت عادی و تنهایی نمی‌توانیم آن‌ها را بیابیم. این بسیار دردناک است. برای اینکه اشکال کار پیدا شود باید با چیزی روبرو شویم اما بعد از آن سوختن و تبدیل شدن به گلستان است.

داستان حضرت ابراهیم همین است. تبدیل آنش به گلستان، تبدیل نفرت به عشق است. حضرت ابراهیم توانسته بود نفرت خود را به عشق تبدیل نماید که در سی دی شرک دراین‌باره صحبت می‌شود.

4. من باورهایم را در رابطه مسافرم از دست داده‌ام و نمی‌توانم او را باور کنم. تمام حرف‌های او برای دروغ است و این باعث ناراحتی در من شده است.

- این بدترین وضعیت در شماست. اینکه باور خود را از دست بدهید و اعتماد نکنید. پایه هر چیزی برای به وجود آمدن اعتماد است. برای اینکه بخواهید کسی را دوست داشته باشید باید اعتماد کنید و اگر اعتماد نباشد فاصله خواهید گرفت.

اعتماد است که جریان تبادل انرژی در هستی را به وجود می‌آورد. وجود هر انسانی دروازه‌هایی دارد که پنهان است. وقتی دروازه‌ها بسته باشد انسان نمی‌تواند از محیط انرژی دریافت نماید و وقتی انرژی دریافت نشود حسی پدید نمی‌آید. وقتی اعتماد وجود نداشته باشد ما دروازه‌ها را می‌بندیم و اجازه نمی‌دهیم حسی جاری شود.

سی دی مثلث شخصیت را گوش دهید و ببینید از کدام قسمت آسیب‌دیده‌اید.

5. با خود کم بینی چگونه مبارزه نماییم و با ترس در هنگام عمل چگونه مقابله نماییم؟
- باید به آرامی نیروهای خود را پس بگیریم. ترس در اثر نیروهایی است که زمانی در اختیار ما بوده است و از ما گرفته شده است. اگر بتوانیم نیروها را پس بگیریم ترس‌ها به آرامی از بین می روند. با یک روز جنگیدن نمی‌شود به نتیجه رسید. گاهی نکته‌ای در جهان‌بینی کوتاه بوده و حال ما را خوب می‌کند اما گاهی ما باید برای به وجود آوردن صفتی در خود باید مدتی تمرین نماییم. کار روی این زمینه به تلاش نیاز دارد.

6. به نظر شما نوشتارهای سی دی با گوش کردن سی دی ها تفاوت دارد؟

- بله شنیدن کی بود مانند دیدن. هر کدام طعمی دارد اما مسلماً تأثیر هر کدام متفاوت است. برخی افراد شنیداری هستند و برخی دیداری هستند. باید ببینید کدام حال شما را بهتر می‌کند.

7. زندگی من سراسر گرفتاری بوده است و هنوز مشکلاتم ادامه دارد. هیچ‌گاه آرامش ندارم و همیشه در اضطراب هستم باید چه کارکنم؟

- فتح قله مراحل مختلفی دارد. تا زمان رسیدن به قله باید از موانع زیادی عبور نمایید. گاهی دامنه است و سریع جلو می‌روید، گاهی به صخره می‌رسید و ...

استاد سیلور می‌فرماید: تکامل با حل مسائل پی در پی اتفاق می‌افتد.

مراحلی که در کوه اتفاق می‌افتد چند ایستگاه هست که باید طی شود. وقتی درس را آموختیم آن قله را فتح می‌نماید. مثلاً در قله رهایی، مسافر باید ایستگاه‌های زیادی را طی نماید تا به قله برسد. این‌ها زحمت زیادی می‌خواهد و زمانی که قله فتح شد مشکلاتی از آن جنس وجود نخواهند داشت.

مشکلات سبک می‌شوند و به آرامش می‌رسید در نتیجه نباید از تلاش دست‌برداریم. باید بیاموزیم توقع خلاصی از مشکلات را نداشته باشیم. هر مشکل از دیدگاه خود رحمت است. وقتی مشکلات را حل می‌کنیم به ما اعتمادبه‌نفس و قدرت و انرژی داده می‌شود. گاهی ما مشکلات را حل نمی‌کنیم و تنها آن‌ها را رد می‌کنیم در واقع درکی از آن‌ها نداریم. اگر ما مشکلات را درک کنیم و از حل آن‌ها انرژی دریافت کنیم مسائل زیادی در ما حل می‌شود.

خلاصی‌ها انرژی را از ما می‌گیرد. ما می‌خواهیم در زندگی از مشکلات خلاص شویم به همین دلیل خستگی به خستگی‌های ما اضافه می‌شود و آرامشی نخواهیم داشت. باید لذت حل مسئله را داشته باشیم.

8. برای رسیدن به خواسته‌ها چگونه می‌توانیم آن را طلب کنیم و رها کردن یعنی چه؟

- گاهی مسائل زیادی در اطراف ماست و ما نمی‌توانیم متمرکز شویم. انسان‌ها نمی‌توانند همه چیز را باهم داشته باشند.

گاهی انسان باید چیزهایی را طلب نکند. طمع در کارها این است که می‌خواهیم چند کار را باهم انجام دهیم و این‌گونه انرژی ما پخش می‌شود.

رها کردن نیز همان مسئله مالکیت و محبت است. هم مسئله مالکیت انسان را جذب می‌کند و هم مسئله محبت. وقتی بخواهید مالک چیزی باشید آن را در آغوش می‌گیرید همچنین اگر بخواهید محبت کنید آن را در آغوش می‌گیرید اما این دو کاملاً متفاوت هستند و از جنسی دیگرند.

در چیزهایی که می‌خواهید داشته باشید و در اسارت خود نگه می‌دارید حکمت الهی وجود دارد. خداوند طبق حکمت انسان را از رسیدن به آن موضوع محروم می‌نماید چرا که می‌داند به دست آوردن آن برابر است با آسیب دیدن فرد.

9. فرزندم هیچ انگیزه‌ای برای درمان شیشه ندارد من نمی‌دانم چه کنم؟

- اگر کسی وارد رستوران شود و بگوید من هیچ غذایی نمی‌خواهم نمی‌توان غذا آورد. باید نیاز در فرد به وجود آید. باید درد را تجربه کند و خماری بکشد، باید قبول کند که مشکلی دارد. 

10. با مسافرانی که سخت سفر می‌کنند باید چگونه رفتار نمود؟

- بهترین راه برای کمک به نزدیکان این است که آن‌ها را باور کنیم. باور ما نسبت به دیگران و اعتماد به آن‌ها بیش‌ترین کمک به آن‌هاست. اگر کسی را باور کنید به آن‌ها قوت قلب می‌دهد، به صور پنهان منتقل‌شده و به آن‌ها خوراک داده می‌شود.

11. هرگز نمی‌توانم حرف‌های دلم را با مسافرم در میان بگذارم، آیا این دلیل بر منیت و خودخواهی من هست؟

- دیوار بلندی از بی‌اعتمادی در شماست و باید اعتماد شما بازگردد. شما سعی کنید، در مشارکت تمرین کنید و در لژیون حرف خود را بزنید. گاهی برای انجام کاری فضا لازم است. اگر فضای مناسبی وجود ندارد باید آن را فراهم نمایید. باید فضا را از حالت آلوده خارج کنید و این مستلزم تلاش است.

برای این کار باید از خود شروع کنید و زمان مناسب برای حرف زدن بسیار مهم است. اگر احساس می‌کنید برای حرف زدن شرایط مناسب نیست به حس خود اعتماد نمایید و بگذارید زمان سپری شود.

اگر مسافر شما در پله‌ای است که هنوز شرایط خاصی دارد مجدداً صبر کنید تا شرایط برای حرف زدن مهیا شود. یکدیگر را باور کنید، دوست داشتن و عشق بلاعوض را تمرین کنید تا فضا مناسب شود. وقتی فضا مناسب بود و زمان فرارسید صحبت کنید.

در صحبت کردن تهدید کردن، ایراد گرفتن، زیر سؤال بردن طرف مقابل و ... ایجاد مشکل می‌نماید. در واقع به فرد ضربه می‌زنید و انتظار صبوری از او دارید. حس خوب باعث نتیجه مثبت می‌شود. اگر می‌خواهید حرفی بزنید باید آن را پالایش کنید و بدی‌های آن را بگیرید سپس حرف خوب را در زمان مناسب انتقال دهید. البته باید شخصیت طرف مقابل را در نظر داشته باشید که این‌گونه پذیرش فرد ساده‌تر و قابل‌قبول تر است.

 

 تهیه گزارش هم‌سفر الناز رک

منبع: وبلاگ نمایندگی استاد معین






نوع مطلب : سخنان اساتید، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 مهر 1392 02:12 ب.ظ
با سلام و خدا قوت.ممنونم.بسیار جالب بودو استفاده بردم.
چهارشنبه 17 مهر 1392 12:28 ق.ظ
سلام خداقوت عالی بود
سه شنبه 16 مهر 1392 10:24 ق.ظ
سلام:
بسیار عالی بود .
استفاده بردم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :