تبلیغات
درمان اعتیاد و همسفران - مصاحبه
 
درمان اعتیاد و همسفران
بیائید این آتش ویرانگر را مهار نمائیم!
شنبه 6 مهر 1392 :: نویسنده : بنفشه

گزارش اولین رهایی لژیون جونز همسفران

ما در این لژیون رژیم نمی گیریم بلکه روش درست خوردن را فرا می گیریم.

  سرکار خانم زهرا رضایی یکی از همسفران کنگره در نمایندگی آکادمی هستند. ایشان مدت 5/4 سال است که در کنگره حضور دارند. خانم زهرا به همراه پسرشان نیما 2 سال و 7 ماه است که با راهنمایی های خانم ها سودابه و آنی کماندار و آقای زرکش از دام اهریمن اعتیاد رها شده اند. ایشان توانستند با شرکت در لژیون درمان چاقی و رسیدن به تعادل اولین رها شده در قسمت همسفران باشند.

ضمن تبریک به خانم زهرا و بنیان گذار کنگره 60 و همچنین تبریک خدمت جناب آقای زرکش استاد ارجمندمان برای ایشان بهترین ها را آرزومندم. گفتگویی با خانم زهرا انجام شد که در ادامه ملاحظه بفرمائید.

چرا نام جونز را برای لژیون درمان چاقی گذاشته اند؟

ج: من با پیام لیدی جونز جواب سوالتان را می دهم: سرمای 60 درجه زیر صفر همین است که مشاهده می کنید این مطلب موضوع بسیار مهمی را در شما پدید می آورد که آغاز آن مطلب بشوید و برای انسانهای حاضر در حیات و غایب کتاب با ارزشی به ارمغان به رشته تحریر در آورید.  لیدی جونز یکی از اساتید کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر هستند.

 

_چه عاملی باعث شد شما در این لژیون قرار بگیرید؟

ج: من مرزبان پارک طالقانی بودم که جناب آقای مهندس اجازه دادند این لژیون برای خانم ها در پارک تشکیل شود و به عنوان مرزبان پارک به دستور جناب آقای زرکش در لژیون نشستم. بخشی ازخدمت مرزبانیم در پارک، خدمت در لژیون لیدی جونز شد و از طرفی من از نظر جسمی با مشکلات زیادی روبرو بودم؛ لطف خدا شامل حالم شد ومن در لژیون قرار گرفتم.

_مدت سفر و مدت رهائیتان را بفرمائید؟

ج: من 11 ماه و 28 روز سفر کردم.

_چه وقت یک مسافر در لژیون لیدی جونز رها می شود؟

ج: رهایی در سفر به دستور راهنما انجام می گیرد و ایشان تشخیص می دهند که رهجو چه موقع باید رها شود و اینکه رهایی من برایم غیر منتظره بود و چند روزی در ناباوری اشک شوق می ریختم. ولی اصولا" رهایی در کنگره و در لژیون جونز به گونه ای است که شخص از نظر جسمی به تناسب اندام و سلامتی رسیده باشد و از نظر روحی، روانی به تعادل. چون درمان چاقی فوق ترک چاقی است و رسیدن به تعادل فوق درمان چاقی است.

 منبع:سایت آکادمی

_نفس فرد چاق و نفس فرد مصرف کننده مواد مخدر در کدام مرحله قرار دارد؟ توضیح دهید.

ج: هر دو نفس در مرحله نفس اماره است یعنی انسان بدون تفکر خواسته های نفس خودش را برآورده می کند. یک فرد چاق بدون تفکر زمانی که عصبانی است ، غمگین است، دوست دارد بخورد و دائم دهانش مشغول خوردن خوراکی ها بدون تفکر به اینکه چه می خورد باشد. و آیا اصلا" بدنش به این خوراکی نیاز دارد یا نه؟

فرد چاق تنها فرمانبردار خواسته نفسش است. یادم است زمانی که شروع به عمل کردن به خواسته راهنمایم کردم و به وعده های غذائیم نظم دادم و مقدار غذایم مشخص شد، متوجه شدم در همان هفته اول که بیشترین مصرف کننده در جمع خانواده ام، خودم بودم چون یخچال از مواد غذایی در آن هفته خالی نشد و نان و برنج کمتر مصرف شد و در کل هزینه کمتری صرف خرید مواد خوراکی شد. چون قبلا" در سبد خریدمان مواد بی ارزش یا کم ارزش یافت می شد و این سبب شد که بیشتر از مواد تازه و غیر فریز استفاده کنم.

_تغییر تفکر در تغذیه، قبل از قرارگرفتن در لژیون لیدی جونز و بعد از آن را در خودتان بفرمائید؟

ج: قبل از ورود به این لژیون هر چیز خوراکی که در اطرافم می دیدم و می خواستم، بدون توجه به نیاز بدنم و فقط بر پایه اینکه خوش مزه است و دیگران دوست دارند، می خریدم و برای دل خودم نمی خریدم. اکثرا" احساس ضعف و گرسنگی می کردم و مدام دوست داشتم چیزی در دهانم بگذارم تا از آن حالت و وضعیت بیرون بیایم. با ورود به لژیون جونز یاد گرفتم اگر چیزی به عنوان وعده غذائیم می خواهم انتخاب کنم اول خوب به آن نگاه کنم، در موردش فکر کنم آیا واقعا" این همان چیزی است که میل دارم بخورم؟

از غذاهای فریز شده و مانده استفاده نمی کنم چون احساس می کنم هیچ ارزش غذایی ندارند. من به عنوان فرمانروای شهر وجودی خودم مسئولم غذای پاکیزه و سالم و تازه به شهروندانم بدهم زیرا سلامت تک تک سلول هایم برایم مهم است.

_بیماری یا مشکل خاصی داشتید که در طول این سفر ،درمان شده باشد؟

ج: بله من سالها از سوزش مغز سرم رنج می بردم و دکتر ها  می گفتند سی تی اسکن انجام بده که من اینکار را نکردم و در طی این سفر به درمان رسیدم. از ترس و فشار عصبی ام کاسته شد و در نهایت به صفر رسید. افسردگی و بی تعادلی در خواب شبم برطرف شد و شکر خدا بدون هیچ تنشی خیلی راحت و سریع به خواب می روم.

صبح زود بیدار می شوم و به لطف خدا دیگر هیچ گونه داروی اعصاب مصرف نمی کنم. درد عضلات و کمردرد و زانو دردم هم برطرف شده.

_به نظر شما همسفر، مسافر در لیدی جونز کیست؟

ج: من حس می کنم مثل همه مسافران در کنگره هر کس خودش همسفر خودش است چون خودم باید حواسم به خودم باشد ولی از کمک و یاری اطرافیان مثل همسر و فرزندان در طول سفر نمی توان نگفت، همسر من در طول سفر خیلی یاریم کرد.

_نقش آموزشهای کنگره در درمان چاقی را بفرمائید؟

ج: درمان چاقی یکی از علوم کنگره بعد از درمان اعتیاد و سیگار است. در سایه این آموزشها به درمان چاقی می توان رسید و چیزی که من به عنوان رهجوی درمان چاقی و رسیدن به سلامتی و تناسب اندام تجربه کرده ام، با تمام وجودم اعتراف می کنم هیچکس در دنیا حتی خوابش را ندیده، به این رهایی برسد زیرا در این سفر از 14 وادی و کتاب 60 درجه و آغازنامه و سی دی های جناب مهندس وآ قای امین بهره بردم و با اجرای دستورها و پیامها توانستم از این راه پر فراز و نشیب عبور کنم.

_درمان چاقی به روش تدریجی چه ویژگی هایی دارد؟

ج: ما ابتدا باید چاقی را بشناسیم و به این شناخت وقتی می رسیم که در سفر ذره ذره وزن کم می کنیم. در این سفر تمام چیزهایی را که قبلا" از خوردن آن اجتناب می کردم که مبادا چاق بشوم را به راحتی استفاده کردم بدون اینکه مشکلی برایم بوجود بیاید. خوردم و لذت بردم مثل کره محلی، شیر پرچرب، ماست پرچرب و ... و تنها کار، عمل به فرمایشات راهنما است اینکه کی بخوریم و آنچه می خوریم در موردش فکر کنیم در لژیون به موقع حضور داشتن و صبور بودن از ویژگی های درمان تدریجی است که در مبحث اعتیاد هم به همین صورت است. من باور دارم که با عجله هیچ چیز درست نمی شود. (غذای نیمه پخته و یا خام قابل خوردن نیست)

_بعد از رهایی و درمان چاقی چه میزان باید بخوریم تا برگشت نداشته باشیم؟

ج: راهنمایمان جناب آقای زرکش می گویند: به جای اینکه لقمه دیگران را بشماریم، لقمه خودمان را بشماریم. من وقتی به این فرمان راهنما عمل می کنم، یعنی مدام حواسم به لقمه های خودم است که چی و چرا می خورم و آیا در حال حاضر نیاز دارم که چیزی بخورم، بدون هیچ جبر و فشاری آنچه نیاز دارم را مصرف می کنم زیرا اگر بیشتر از نیاز بدنم بخورم حالم بد می شود و معده ام اذیت می شود.

_اگر در جایی باشید که مدیریت نوع مواد خوراکی با شما نباشد، یعنی مهمان باشید و انواع و اقسام دسرها و خوراکی های متنوع مقابل شما باشد، نمی خورید؟

ج: در این سفر نخوردن و سعی برای کم کردن وزن مطرح نیست بلکه خوب به آنچه پیش رویم است نگاه می کنم و بعد آن چیزی را انتخاب می کنم که دلم می خواهد و به اندازه نیاز می خورم.

_از وصف حال رهائیتان بفرمائید؟

ج:  من مانند کسی که در ته چاهی سالها قرار گرفته و به یکباره طنابی در چاه انداخته می شود و او را از چاه بیرون می آورند بودم، و در باور و ناباوری بودم. (آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است) امیدوارم تا هستی هست خدمت گذار کنگره 60 باشم.

_در آخر هر صحبتی دارید بفرمائید؟

ج: من با وزن اولیه 70 کیلوگرم وارد لژیون شدم و در حال حاضر 58 کیلوگرم هستم و با روش تدریجی، 11 ماه سفر کردم و به این رهایی رسیدم. در این سفر متوجه شدم عیبهای پنهان شده را باید شناخت و برطرف نمود. همانند ماشینی که تمام ظواهرش حفظ شده و زیبا و تمیز است اما روشن نمی شود و توان حرکت ندارد. داشتن چنین ماشینی چه ارزشی دارد. من در خودم که تفکر کردم فهمیدم ترس و خشم و ناامیدی باعث شده بود آن وضعیت بیماری و ناراحتی را که به آن اشاره کردم، داشته باشم.

در انتها به این باور رسیدم چاقی ضدارزش است زیرا در زیر چتر چاقی چیزی وجود دارد که مانع از حرکت و لذت بردن ما می شود و ما را از ارزشها دور می کند. ما در این لژیون رژیم نمی گیریم بلکه روش درست خوردن را فرا می گیریم. من ایمان داشتم که حتما" به این رهایی می رسم و با تمام وجود حرکت کردم.

این سفر مرا از بی نظمی و پریشان حالی نجات داد و کلیه دردها و مشکلاتم برطرف شد. من لحظه لحظه زندگیم را مدیون کنگره هستم و امیدوارم روزی برسد تمامی کسانی که از بیماری چاقی رنج می برند با این روش به درمان قطعی برسند. در آخر از جناب آقای زرکش و آقای مهندس که اجازه تشکیل این لژیون را دادند تا ما هم این علم را تجربه کنیم بی نهایت سپاسگذارم.

از خانم زهرا ممنون و متشکرم





نوع مطلب : مصاحبه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 9 مهر 1392 09:06 ق.ظ
خدا قوت.مطلب جالبی بود.
دوشنبه 8 مهر 1392 12:54 ب.ظ
salm khoob bood mamnoon
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :