تبلیغات
درمان اعتیاد و همسفران - زخم های عشق
 
درمان اعتیاد و همسفران
بیائید این آتش ویرانگر را مهار نمائیم!
یکشنبه 14 خرداد 1391 :: نویسنده : راهنما

هشتمین جلسه از دوره چهل و دوم سری کارگاههای آموزش جهان بینی کنگره 60 روز چهارشنبه مورخ 10/03/1391 با نگهبانی آقای مهندس حسین دژاکام و استادی آقای امین دژاکام و دبیری سرکار خانم زهرا با دستورجلسه "زخم های عشق" رأس ساعت 16:45 آغاز به کار نمود.


در ابتدا آقای مهندس به نکته ای اشاره نمودند:
می خواهم به نکته ای اشاره کنم، به طور مثال شما دارای یک دایی و چند دایی زاده هستید، اگر بگویید که دایی خود را دوست دارید ولی از فرزندان دایی خوشتان نمی آید، دروغ می گویید و این امکان ندارد، اگر واقعا دایی خود را دوست داشته باشید، فرزندان او را نیز دوست خواهید داشت و حتی خطاهای آنها را نمی بینید، اگر شما من را دوست داشته باشید قطعا اعضای خانواده من را هم دوست خواهید داشت و اگر آنها را دوست نداشته باشید بدون شک من را هم دوست نخواهید داشت.

 

حال به کنگره می رسیم، اگر کنگره را دوست داشته باشید باید تمام اعضای آن را هم دوست داشته باشید، نمی شود بگویید که کنگره و مهندس را دوست دارم اما از مسافرین خوشم نمی آید، کنگره یعنی همه، کنگره فقط مهندس نیست، اگر ما کنگره را دوست داریم باید جزءجزء آن را دوست داشته باشیم و جزء جزء آن را حمایت نمائیم نه تخریب نمائیم، اگر اقدام به تخریب می کنیم از جهل ماست.
 

ممکن است در یکی از نمایندگی ها افرادی با مدیریت آن نمایندگی مشکل داشته باشند، این مسئله طبیعی است و نمی توانند وانمود کنند تمام نمایندگی از این شخص بی زار هستند، وقتی دیده بانی انتخاب می شود یعنی بهترین است و برای انتخاب او بسیار دقت می کنند تا انتخابی درست باشد.
چند وقت پیش برای خرید زمین رباط کریم اقدام کردیم که من قرارداد را امضا نمودم، فردی جاهل این اتفاق را دیده و همه جا صحبت از این مسئله کرده که آقای مهندس همه زمین ها را به نام خود کرده است و دیگران نیز باور نموده اند.


این مسئله طبیعی است و من باید به عنوان مدیر کنگره 60 مربوط به جمعیت احیای انسانی کنگره 60 امضا نمایم و آقای سلامی نیز امضا می کنند، باید حواستان جمع باشد، بعضی افراد برای ما حرمت زیادی دارند و دارای مقام و جایگاه بالایی هستند، اگر بر اساس حرکتی غلط حرفی زده می شود نباید کسی آن را تکرار نماید، ما در حرمت کنگره می خوانیم که پشت سر دیگران سرزنش کردن از موارد بسیار ضد ارزشی و ضد اخلاقی است، نباید با آبروی انسان ها بی جهت بازی کنید، کمک راهنمایان با این مسائل ضربه نمی خورند و همه چیز را امتحان کرده اند، ما باید یکدیگر را حفظ کنیم.


اگر راهنمایی، هزاران خوبی کرده باشد و بر فرض محال یک روز اشتباهی کرد، شما تمام خوبی ها را نادید می گیرید و معطوف اشتباه می شوید، باید حواس خود را جمع نمائید، اگر حرفی به شما زده می شود باید حرف را مزه مزه کنید و بسنجید، ببینید آیا آن حرف درست است یا اشتباه سپس راجع به آن تصمیم گیری کنید.


اینکه افرادی یک حرف غلط را به سرعت انتقال می دهند نشان دهنده این است که هنوز الفبای کنگره را نیاموخته اند و فرقی نمی کند که چه شخصیتی باشد.


قضاوت نکنید تا در مورد شما قضاوت نشود، در مورد هر چیزی، کنگره رسیدگی می نماید و پیگیر قضایا خواهد بود، مگر برای من در مراجع قضایی پرونده های بسیاری تشکیل ندادند؟ مگر حکم جلب من را صادر نکردند؟ مگر درب منزل من نیامدند و تمام کامپیوتر و اسناد و مدارک من را با خود نبردند؟ آنها حتی وسایل فرزندان من را با خود بردند، همچنین اتهامات زیادی به من زدند، راجع به اینکه مهندس توزیع قاچاق در شرق تهران را به عهده دارد و راهنمایان او تماما ساقی و پخش کننده مواد هستند، مهندس پول های زیادی از افراد خارج از ایران و داخلی گرفته است و حساب بانکی او پر است که قوه قضایی با بررسی های خود و چک کردن حساب اعضای خانواده من متوجه شد که پول ناچیزی در حساب همه ماست و یک زمین به نام من است و متوجه اشتباه خود شدند.
 

حتی گفتند که مهندس هنوز مواد مصرف می کند و من را به پزشک قانونی برای آزمایش اعتیاد بردند، عده ای می گفتند مهندس زرتشتی است، این ها همه گفته می شد و اصلا مهم نبود، اینها را گفتم که حواس شما جمع باشد و اگر کنگره را دوست دارید، یکدیگر را حفظ کنید و پوشش دهید، انتقال حرف از یکی به دیگری نشانه این است که کنگره را دوست ندارید.


باید به گونه ای عمل کنیم که بتوانیم در درمان اعتیاد موفق باشیم، قطعا باید حواسمان به یکدیگر باشد، اگر کسی پشت دوستان و راهنمای شما حرفی زد مقابل آن قرار بگیرید که ادامه ندهد.
 

سخنان استاد:
روزی یکی از بچه ها از من پرسید روی کدام وادی کار می کنید و من پاسخ دادم روی وادی چهاردهم یعنی وادی محبت، این وادی شامل مسائل بسیاری است که درک و فهم بالایی می خواهد، من روی این وادی حدودأ سه سال است کار می کنم و دانستن آنها در زندگی تاثیر دارد و در زندگی در جریان است.

 

در مسئله عشق معماهای بسیاری وجود داشته است که خیلی افراد کلا از عشق صرف نظر کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که عشق چیزی تخیلی و ماورایی است، ‌باید در آسمان ها دنبال عشق گشت و در زمین جایی برای عشق ورزی وجود ندارد، اما اینگونه نیست، چیزی که لازم است هماهنگ شود دانش انسان است که انسان دانش و شناخت خود را بالا ببرد و شکل قضیه عوض خواهد شد، من در بین کارتون ها چیزهای جالبی می یابم، کارتون ها هیچ وقت کهنه نخواهند شد و تازگی خود را حفظ خواهند کرد به این دلیل که اینها در درون ما زندگی می کنند و تا وقتی ما زنده هستیم آنها نیز زنده هستند و مفهوم دارند.


صحبت امروز من بیشتر راجع به زخم عشق است یا ضربه هایی که فرد در هنگام محبت تجربه خواهد نمود و ترتیب آنها، ما راجع به موانع محبت در جلسه صحبت کرده ایم و صحبت های امروز در ادامه آنها خواهد بود.
 

گویمت شرط بلا از زخم عشق          یا شفا یابی و یا معلوم عشق
 

خیلی افراد در زندگی تجربه هایی داشته اند که ممکن است در قسمت هایی مثلث عشق دچار مشکل باشد ولی به گونه ای نیست که گفته شود آنها محبت و عشق نبوده اند، ممکن است پارامترهایی در آن کم یا زیاد بوده باشد ولی وجود داشته که انسان موج اشتیاق را به وجود می آورد و اصولا کاری که در هنگام به وجود آمدن موج عشق انجام می دهد این است که همراه با خود زایش و خلق دارد.


برای اینکه بدانید مجذوب شده اید یا عاشق شده اید نشانه این است که در هنگام مجذوب شدن شروع به خودسوزی می کنید یعنی همان چیزی که هستید و همان چیزی که در وجودتان قرار گرفته است مانند همان چراغ نفتی که باید مثلا 60 سال کار کند در مدت چند سال کار خواهد کرد و شروع به سوزاندن و روشن کردن خواهد شد، نور زیادی که از چراغ وجود انسان تراوش می کند نورانی می شود اما فقط ضلع جاذبه را تقویت می کند، برای اینکه مجذوب شده اید و ضلع جاذبه را تقویت می کنید تا آن اتفاق بیفتد، اما اگر مثلث عشق کامل باشد در انسان خلق و زایش را به وجود می آورد.
 

افرادی هستند که در مدت کوتاهی مثلا نقاش شده اند در صورتی که اگر قرار بود دوره آن را ببینند چندین سال طول می کشید، اینجا معجزه ای بوده که در اثر عشق رخ داده است که در مسئله درمان و شفا نیز صادق است.
 

گاهی ممکن است عشق به سرانجام نرسد، بعضی تفسیر کرده اند عشق یعنی نرسیدن که این معنی نیز درست نمی باشد، مرحله ای از عشق نرسیدن است، کسی که در تاریکی قرار می گیرد اصولا عاشق رهایی می شود و به حالت سالم بودن باز می گردد، او حرکت خود را آغاز می کند ولی ممکن است نرسد.


هر کسی کو دور ماند از اصل خویش    بازجوید روزگار وصل خویش
 

به دنبال اصل خود می رود و ممکن است نرسد، وقتی آقای مهندس می خواستند به رهایی برسند دو بار سقوط آزاد رفتند اما بی نتیجه بود اما آن هم جزئی از مسئله رسیدن بود و به عبارتی نرسیدن هم جزئی از مسئله درمان و رسیدن بود، در عشق هم مقطعی وجود دارد که شامل نرسیدن است.
 

خیلی مسائل درگیر این مسئله است که من در کارتون "زیبای خفته" مثال هایی برای شما می زنم و برای کسانی که آن را ندیده اند خلاصه ای شرح خواهم داد.


در سرزمینی شاهزاده ای به دنیا می آید که سه فرشته در کنار او ظاهر می شوند و می خواهند آرزویی برای او داشته باشند، در اینجا (شاهزاده به معنی فردی در جایگاه بالاست) در اینجا فرشته اول به او زیبایی هدیه می دهد و فرشته دوم به او صدای خوش هدیه می دهد، وقتی که فرشته سوم می خواهد هدیه خود را اهدا کند جادوگر ظاهر می شود، همیشه اضداد وجود دارد و در نبود اضداد داستان شکل نخواهد گرفت، جادوگر نیز می گوید که قصد اهدا یک هدیه دارد و همه می دانند قطعا هدیه او چیز خوبی نیست، همه حاضران می خواهند جادوگر را بیرون کنند اما این توانایی را ندارند چون علم آن را نمی دانند، هدیه جادوگر این است که در روز شانزده سالگی تولد شاهزاده انگشت او با سوزن نخ ریسی زخم شده و بمیرد که بعد از اهدا هدیه با خنده ای محل را ترک می کند.
 

همه می دانستند که کار او انجام خواهد شد اما هنوز هدیه فرشته سوم مانده بود، فرشته سوم می گوید من نمی توانم هدیه او را مهار کنم اما می توانم از شدت آن بکاهم و آن را ضعیف کنم، به جای اینکه شاهزاده بمیرد به خواب برود و تا وقتی که عشق حقیقی او پیدا نشود و به او نزدیک نشود طلسم باطل نخواهد شد.


اقدام پادشاه این است که همه چرخ های خیاطی را می سوزاند (دقیقا مانند زمانی که تمام موادهای مخدر را از بین ببرند) سپس فرزند خود را مخفی می کند تا کسی نتواند او را پیدا نماید، در این دوری یوم الفصلی اتفاق می افتد.


بالاخره 16 سال به پایان می رسد که در این مدت شاهزاده در یک روستا، بزرگ می شود، در لحظه آخر طلسم اجرا می شود و شاهزاده به خواب می رود، جادوگر مرد عاشق را نیز پیدا کرده و زندانی می کند یعنی او را در بند کرده و شاهزاده را در خواب می کند، همچنین با خود می گوید می توانم بعد از 16 سال به راحتی بخوابم. (دقیقا مانند افرادی که تا ضربه نزنند نمی توانند به راحتی بخوابند)


فرشته ها مرد عاشق را می یابند و به او کمک می کنند تا آزاد شود، مرد عاشق نیز به سمت شاهزاده می شتابد تا او را از طلسم رها کند و به او برسد، در این مسیر جادوگر موانع مختلفی را برای او می آفریند، باران سنگ و باران تیر و... در نهایت نیز جنگلی از خار را برای او خلق می کند که مرد عاشق از جنگل خار نیز عبور می کند، در اینجا جادوگر تبدیل به اژدها می شود و با آتش مقابل مرد عاشق قرار می گیرد، در اینجا فرشته ها به او شمشیر شهامت و عدالت می دهند و سپر پاکدامنی و صداقت می دهند، مرد عاشق با سپر خود آتش ها را رفع می کند و شمشیر خود را به قلب اژدها فرو می کند و او را از بین می برد و به عشق خود می رسد.


شاید تصور شود موانعی که در مسیر مرد عاشق به وجود می آید همگی موانع بیرونی هستند مانند مادر عروس یا تورم یا مشکلاتی از این قبیل اما واقعیت چیز دیگری است، به طور کلی موانع بیرونی در مقابل موانع درونی از نظر سختی به حساب نمی آیند، وقتی گفته مشکلات وجود دارد و زندگی سخت است و نمی شود زندگی تشکیل داد در واقع عشق و علاقه نیست، چون اگر عشق باشد این موانع به کنار می روند و اصلا به حساب نمی آیند، چون پیوند محبت وجود ندارد این مسائل بزرگ به نظر می آیند، باران تیر و سنگ و جنگل خار همگی بدی های معشوق هستند یعنی کسی که یار اوست بدی های در درون دارد، در درون او حس ها و خلق های بدی موجود است ولی در انتها و لایه های پنهان او ویژگی الهی و صوت زیبا و چهره زیبا وجود دارد.


در وادی چهاردهم فستیوالی وجود دارد که شروع به اجرا کردن برنامه می کنند، در طرفی خرس ها و فیل ها و ... هستند و در طرفی شاپرک ها و زنبورها و بلبل ها و ... صدای آنها باعث قطع شدن صداهای دیگر می شود.


در درون انسان نیز همانگونه است، خارها و تیرها و سنگ ها دقیقا احساسات لطیف و زیبا را در شخص معشوق دفن می کند، همانگونه که گفتم ممکن است نرسیدن نتیجه آن باشد اما زخم هایی که خورده است او را تبدیل به انسانی می کند که با چیزی که در ابتدا بوده فرق می کند و دارای آرامش بیشتر،  خلاقیت بیشتر، اعتماد به نفس بیشتر، احساس بهتر و ... خواهد بود، اینها هدایایی هستند که به خاطر مبارزه به شخص داده خواهد شد.
 

ممکن است عاشق دنبال معشوق حرکت کند و با بدی های او روبرو شود ولی کینه نگیرد، آنجا نباید کینه و نفرت بگیرد و نباید مقابله به مثل کند، نباید بترسد و جا خالی کند تا اینکه به او برسد، در ابتدای برخورد افراد، هیچ یک از بدی ها آشکار نمی شود و معمولا بدی ها در مراحل بعدی خود را نشان می دهند.
 

آتشی که از دهان اژدها بیرون می آید آتش خشم است و ممکن است حس های بد و کشش های بد باشد، در این راه که به سمت عشق در حرکت است ضربه می خورد که ممکن است کشیده شود به سمت آتش یا آتش او را به ذغال و خاکستر تبدیل کند یعنی در بین راه شخص را رها کند و دنبال فرد دیگری برود.


سپر پاکدامنی و صداقت یعنی اینکه اگر خواهان عشق هستید باید این مراحل را طی کنید، حال یا در ابتدا طی خواهد شد یا در ادامه، چیزی که همیشه بوده و خواهد بود این است که عشق مجانی به دست نمی آید، باید از موانع و آتش ها عبور کند.


همچنین شمشیر شهامت وجود دارد یعنی در مسیر خواستن باید ثابت قدم و مصمم باشد و اینگونه پیش رود، اگر این کارها را انجام داد هیچ تضمینی وجود ندارد که به معشوق خود برسد، شخص باید از ابتدا این را بداند و دانستن این مسئله بهتر است که او دچار فقدان نشود.
 

این کارتون ها تنها مختص بچه ها نیست، نقاشی های این کارتون ها برای بچه ها جذابیت دارد و به عقیده من افراد بزرگ سال هم باید کارتون ببینند و گاهی هیچ چیز مانند کارتون ها نمی تواند آموزنده باشد.


اصولا عشق گوهر وجودی انسان نیز می باشد، من در این باره مثالی می زنم، شما بانکی دارید که خزانه شماست که در آن جواهرات و طلاهایی نگهداری می کنید، طلا و جواهرات عشقی است که در وجود هر انسانی موجود می باشد البته به اندازه خودش، سیستمی که از اینها مراقبت می کند ایمان است که از امنیت می آید، قوه عقل نیرویی است که از آنها استفاده می نماید، برای تولید و تجارت، استراحت و هر چیز دیگری، اگر انسانی سیستم ایمنی بالایی داشته باشد اما در ساختمان مقوا نگهداری کند، در اینجا تکلیف چیست؟


حال طلا و جواهرات را در نظر می گیریم که هم اصل آن موجود می باشد و هم بدل آن، خیلی اوقات این دو با هم اشتباه می شوند یعنی فرد فکر می کند عاشق است، فکر می کند کسی یا چیزی را دوست دارد و این در تصورات اوست که به شکل زیبایی شکل می گیرد.


محبت نیز همینگونه است که بین اصل و تقلبی آن تفاوت وجود دارد و تشخیص این قضیه نیاز به دانش دارد، انسان ها را به میزان محبتی که در دل دارند تکریم کنید و به آنها احترام بگذارید، یعنی اثر محبت زیاد است پس به آن بها بدهید و اگر انسانی محبت در دل ندارد نباید خیلی برای او هزینه کنید، از جواهرات بدلی نمی توان چیز زیادی استخراج نمود و برای سرگرمی خوب است، اگر کسی محبت ندارد شما نباید خود را خسته کنید.
 

پرنده افسانه ای به نام سیمرغ و ققنوس وجود دارند، ققنوس پرنده ای است که از آتش عشق زاده می شود و آنقدر در آتش خود بال می زند تا تبدیل به خاکستر شود سپس از خاکستر او چیزی دیگر متولد می شود، در اینجا چرخه بیان می شود که انسان از عشق زاده می شود و در مسیری عشق را از دست می دهد و دوباره از نقطه نیستی شروع می کند تا به عشق برسد، اما تفاوت این عشق یا این ققنوس با عشق یا ققنوس قبلی از زمین تا آسمان است، این ققنوس همانی است که اطلاعات و آگاهی در آن وارد می شود و جذب می شود و گیرندگی انجام می شود، سپس فرستنده می شود و آگاهی ها در آن نقطه می ماند، برای رسیدن به مرحله بالاتر عشق باید پالایش انجام شود، مثلا از مرحله چهارم عشق به مرحله پنجم حتما باید عشق خاکستر شود و دوباره از نو زایش پیدا کند چون ساختار چهارم با پنجم کاملا متفاوت است و لازم است ساختار قبلی از بین برود تا ساختار جدید شکل بگیرد که در طبقات آسمان نیز همینگونه است.


داستانی برایتان می خوانم که بین دو شخص بوده و گفتگویی صورت می گیرد، شخصی که عاشق می شود و فرد دیگر بی خبر است.
 

مسافر: چند روزی است که سوزش کمتری احساس می کنم، به گمانم دیگر خاکستر شده ام، کم کم می توانم جامه نو بر تن کنم. (جامه نو بر تن کردن همان تولد است که در اینجا قصد این است که روحیه بالا بیان شود) تا برای تولد نوروز آماده باشم.
 

همراه: کدام خاکستر؟


مسافر: همان هایی که می توانی آنها را درلابه لای لحظات اندک گذشته خودت یا لابه لای وسایل خودت پراکنده گشته اند، بیابی.


همراه: همان غبارهای سپید و قرمز را می گویی؟ من هربار آنها را به دقت جمع آوری نمودم و آنها را به دستان باد می سپردم، عذر می خواهم نمی دانستم آنها خاکسترهای تو هستند، اگر می دانستم آنها را در صندوقچه ای جمع آوری می نمودم، اکنون دیگر کار از کار گذشته است، دیگر خاکسترت را برایم نفرست. شاید با باقیمانده آنها بتوانی ققنوس شوی!


مسافر: نگران نباش، خاکستر قرمز من با سیاهی شب و خاکستر سپیدم با روشنایی روز همراه می شود، آنها باید با تمامی ذرات هستی ممزود شوند تا بارور شوند و تنها آن هنگام است که می توانند ققنوس را به این عالم هدیه کنند، اگر آنها را نزد خود نگاه می داشتی و با آنها مراقبت می نمودی هیچ زایشی صورت نمی گرفت و نمی توانستم از این جامه پوسیده رها شوم، هر زمانی که دستانت خاکستر را لمس می نمود، من حرارت بیشتری را به جان می خریدم تا با خاکستر خود بتوانم بار دیگر دستانت را لمس نمایم.


همراه: اگر ققنوس متولد نشود آنوقت چه خواهی کرد؟ (باید شخص واقعا مانند مسافر مسیر را طی کند و قانون آن خروج از تاریکی است)


مسافر: آن هنگام با تمامی عشقی که به تمامی ذرات هستی یافته ام دوباره متولد خواهم شد.


عشق زمانی برای تو بود ولی وقتی خاکسترها را بر باد دادی با تمام ذرات هستی ترکیب شد و آن عشق را به وجود آورد و دریچه ای شد برای اینکه بتواند هستی را به شکلی دیگر ببیند، این مفهومی است که زایش می تواند در آن شکل بگیرد.
 

گویمت شرط بلا از زخم عشق          یا شفا یابی و یا معلوم عشق


اگر از زاویه درست وارد شود و نگاه کند عشق شفاست و می تواند باعث شود بدی های شخص بسوزد و خاکستر شود در غیر این صورت معلوم می شود و از چرخه حیات خارج می شود.

 

تهیه گزارش: همسفر الناز رک
منبع:
وبلاگ لژیون همسفر فتحی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 خرداد 1391 10:54 ق.ظ
با سلام.

عالی.
سه شنبه 16 خرداد 1391 10:56 ب.ظ
سلام و خدا قوت سپاس از درج مطلب زیبایتان سخنان آقای مهندس چندین نکته آموزشی برای این حقیر داشت و سخنان استاد امین هم که خیلی شیرین اما درک کردن آن بسیار سخت
دوشنبه 15 خرداد 1391 08:08 ق.ظ
سلام

,,,´´´´´´´´´´´,;****,´´´´
´´´´´´´´´´´´,*¨¨,“¨¨*,´´´
´´´´´´´´´´´,**¨¨¨@“;“;;-…
´´´´´´´´´-,¨**¨¨¨¨“)““-““““
´´´´´´´´//,***¨¨¨¨*
´´´´´´´(,(**/*“¨““¨¨*
´´´´´´((,*/*;*)¨¨¨¨*
´´´´´((,**)*/**/¨¨¨”¨*
´´´´,(,****.*¨¨¨¨¨¨*
´´´((,*****)¨¨¨¨¨¨¨*
´´,(,***/*)¨*¨¨¨¨,¨*
´´,***/*)¨*¨¨,¨*
´)*/*)*)*¨¨*
/**)**¨¨“\\)\\)
*/*¨¨¨¨,...)!))!).....,(
“,¨¨¨¨_)--“--“------/_.
این پرنده منه اومده شما رو به وبلاگ (گفتار نیک,کردار نیک,پندار نیک) دعوت كنه!
رهجوی استاد جناب حسن بابائی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :